السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )

83

تقويم الايمان وشرحه كشف الحقائق للعلوي ( تعليقات النوري )

سلطان در دم پياده شد ودر ميان آن همه جماعت حاضرين ركاب ، محض شكرانهء آن نعمت بزرگ صفاى باطن وپاكدلى علماى عصر أو ، به روى خاك افتاده وسجدهء شكر بجا آورد . » « 1 » دو خلسه‌اى كه شاگرد أو ، قطب الدين اشكورى در محبوب القلوب حكايت كرده نيز از ديگر شواهدى است كه بيانگر أوج حالات عرفانى وطهارت نفساني مير است . در بخشي از نخستين خلسه كه در تاريخ 1011 ه . ق رخ داده - وذكر آن گذشت - چنين مىگويد : « ظهور كرد در پيش من نور درخشان وخيره‌كننده‌اى با جلال وعظمت وبه صورت انساني كه بر بال راست آرميده باشد . به همان نحو شكل نوراني ديگرى با جلال بيشترى مشاهده كردم كه در زيبايى خود مىدرخشيد ودرخشش أو به أطراف وجوانب ساطع بود . همچنان بود كه گويى در گوش جان من خوانده بودند كه آن شيخ نوراني شمايل شاه مؤمنان ، حضرت أمير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه السّلام امام اوّل بود ، در حالي كه شيخ آرميده يا نشسته حضرت رسول أكرم صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را مىنمود » . « از لحن ميرداماد چنين برمىآيد كه با نهايت شعف وسرور تسلّاى خاطر زائد الوصفي از لطف وكرامت حضرت أمير به واسطهء اين خلسهء روحاني براي قلب پر درد وغم‌خيز أو حاصل گرديده است . مطلب مهمّ در حديث مزبور اين است كه امام اوّل أمير المؤمنين عليه السّلام وى را به رموز واشاراتى آشنا مىكند ودعاى حفظ را به وى مىآموزد كه با از بر خواندن آن از گزند مصائب مصون خواهد ماند . دعاى مزبور عبارت از تذكّر ذهني به چهارده معصوم - اعني حضرت رسول أكرم ، حضرت فاطمة الزهرا ودوازده امام - مىباشد كه بندهء حقّ را احاطه كرده واز وى حراست مىكنند . در مقابل پيغمبر أكرم ، دست راست مولا أمير المؤمنين ،

--> ( 1 ) . ريحانة الأدب ، ج 6 ، صص 58 - 59 .